جمعه
جمعه یعنی انتظار بی کران
جمعه یعنی دور شو از دیگران
جمعه یعنی طالب مهدی شدن
جمعه یعنی ضد بد عهدی شدن
جمعه یعنی آرزوی فاطمه
جمعه یعنی گریه بی واهمه
جمعه یعنی مست و بی پروا شدن
جمعه یعنی عاشق زهرا شدن
جمعه یعنی تیغ در دست علی
جمعه یعنی هستی هست علی
جمعه یعنی با یتیمان خوب باش
جمعه یعنی ساده و محبوب باش
جمعه یعنی درد را درمان کنی
جمعه یعنی آنچه خواهی آن کنی
جمعه یعنی یک بهانه یک نفس
جمعه یعنی شاد بیرون از قفس
جمعه یعنی عید، یعنی پاک شو
همنشین انجم و افلاک شو
جمعه یعنی با خودت آسوده باش
جمعه یعنی آنچه او فرموده باش
گفتگویی شعر مانند با امام زمان (عج)
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن،
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن.
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم،
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم.
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم،
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم.
گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن،
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن.
گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن،
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن.
گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن،
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن.
گفتم ز حق دارم تمنای سکینه،
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه.
گفتم رخت را از من واله مگردان،
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان.
گفتم به جان مادرت من را دعا کن،
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن.
گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم،
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم.
گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن،
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن.
گفتم دلم از بند غم آزاد گردان،
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان.
گفتم که شام تار دلها را سحر کن،
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن.
گفتم که از هجران رویت بی قرارم،
گفتا که روز وصل را در انتظارم!!
شهادت امام سجاد علیه السلام
ابتدا شهادت چهارمین نور امامت را به پیشگاه مقدس امام زمان تسلیت میگم...
در این مدت تلاشهاى زیادى صورت گرفت تا شدید وضع اسفبار بقیع به صورتنخستین آن برگردد و بى حرمتها پایان یابد. اما على رغم قولهاى مساعدى که گاه حکام حجاز داده اند، هرگز قدم مثبتى در این راستا برداشته نشده است . و در حالى که شاهزادگان هوسران و خوشگذران در مجلل ترین کاخها به سر مى برند و دشمنان خلق و خداو بیگانگان و دشمنان اسلام در آن کاخها استقبال مى کنند و ثروت و امکانات جهان اسلام را به پاى غرب و صهیونیسم بین الملل نثار مى نمایند، مرقد بزرگان و شایسته ترین چهره هاى دینى مسلمانان ، چون گورستانى متروک مورد بى مهرى و بى اعتنایى قراردارد و شعائر اسلامى مورد سخت ترین بى حرمتیها واقع شده است
من کوچک چه دارم از عباس بگویم؟؟؟...
عباس علی:تورا برای همین روز میخواستم عباس ،ناز بازوانت حالا بدان که چرا در ابتدای ورودت به این جهان بردست ها و بازوان تو بوسه میزدم و سرانگشتانت را به اب دیده میشستم...
باغبان اگر در اینه ی نهال ،شاخسار سربه اسمان کشیده ی درخت را نبیند که باغبان نیست...
عباس ام البنین:عباسم مبادا پدر را به لفظ خالی پدر صداکنی...
مبادا حسن و حسین را برادر خطاب کنی...
مبادا زینب و ام کلثوم را خواهر بخوانی...
اقای من !و بانوی من ،این صمیمانه ترین خطاب تو باشد با سروران و موالی ات...
عباسم مبادا از پشت سرشان قدمی پیش بگذاری
مبادا پیش از انها دست به غذا ببری...
مبادا پیش از انها اب بنوشی...
عباس عباس:بخدا که لب به اب نمیزنم وقتی که محبوبم حسین تشنه است...
عباس سکینه:این که یک جان است،من اگرهزار جان هم داشته باشم ،همه را پیش پای یک نگاه سکینه قربان میکنم...
عباس مواسات: دیدن و تحمل این مصائب مرا در کوره ی عشق حسین ابدیده تر میکند ...ذوب باید شد در این کوره ی عشق...
عباس زینب: دلت نلرزد عباس من ،دشمن هرچقدر هم که بزرگ باشد کمتر و کوچکتر از ان است که دل عباس مرا بلرزاند...
عباس را پدر نام نهاد،چن میخواست شیر دژم باشی و از بیشه ی ال الله حفاظت کنی و هم خاطرهی عمویش عباس را زنده نگه داری...
ابوالفضل را هم پدر کنیه بخشید چرا که میخواست پدر همه ی خوبی ها و زیبایی ها باشی...
اما ماه بنی هاشم را فقط پدرنگفت، هرکه روی ماه تورا دید گفت...
ماه که باشی گرگ ها هم به طمع به دست اوردنت سربلند میکنند...
ماه بنی هاشم که باشی ، شمرهم برایت امان نامه می اورد...
اب مهم نیست عباس جان و دلم...خودت را دریاب...
عباس ادب: نه من از زنان مصر کمترم که به دیدن جمال یوسف ، دست از ترنج باز نشناسند و نه یوسف از حسین من زیباتر و شکوهمند تر است...
یوسف جلوه ای از جمال حسین من است...
حسین من یوسف افرین جهان است ،حسین من به یک نگاه جهان را یوسفستان میکند...
عباس حسین:
-عباسم ! ستون استوار هستی ام...
-چرا گریه میکنید مولایم؟
-عباسم! چه به روزت اورده اند؟دست هایت کو؟
-به شوق دیدار شما دست و پا گم کرده ام...
مرا ببخش مولایم کمترین اقتضای ادب ایستادن تمام قد پیش پای شماست...
-این پیکر به خون نشسته ات استاد ایستادگی است و تمام مردان عالم را معلم مردانگی...
گریه نکن عباسم ...
مردانه ترین اشک عالم خونی است که از چشم های تو میچکد عباس...
عباس فاطمه:
بیا پسرم...بیا عباسم...
خدای من این فاطمه ی زهرا است که مرا پسرش خطاب میکند...!
برادرم حسین ، برادرت را دریاب...
معجزه اسلام اینهاست، می خواهد دنیای امروز بپذیرد، می خواهد به جهنم نپذیرد، آینده خواهد پذیرفت. امام حسین علیه السلام اهل بیت خودش را حرکت می دهد برای اینکه در این تاریخ عظیم، رسالتی را انجام دهند، برای اینکه نقش مستقیمی در ساختن این تاریخ عظیم داشته باشند با قافله سالاری زینب، بدون آنکه از مدار خودشان خارج بشوند.
از عصر عاشورا، زینب تجلی می کند. از آن به بعد به او واگذار شده بود. رئیس قافله اوست، چون یگانه مرد، امام سجاد علیه السلام است که در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستاری دارد تا آنجا که دشمن طبق دستور کلی پسر زیاد، که از جنس ذکور اولاد حسین هیچکس نباید باقی بماند، چند بار حمله کردند تا امام زین العابدین را بکشند ولی بعد خودشان گفتند «انه لما به» این خودش دارد می میرد (بحار الانوار ج 45 ص 61، اعلام الوری ص 246، ارشاد شیخ مفید ص 242) و این هم خودش یک حکمت و مصلحت خدائی بود که حضرت امام زین العابدین بدین وسیله زنده بماند و نسل مقدس حسین بن علی باقی بماند. یکی از کارهای زینب، پرستاری امام زین العابدین است.
ادامه مطلب
نوحه ترکی
بۇرا نئینوادی زینب، بۇ مکان نواسیز اوْلماز
آدێ کربلا اوْلان یئر، بیلیرهم بلاسیز اوْلماز
بــۇ بـلا چـؤلــۆ، حسینــه ابــدی وطـنــدی زیـنـب
آغاران ساچۇن بۇ چؤلده، من اۆچۆن کفندی زینب
سجدهگاه-ی-عئشقه سالدۇن، قانلێ جانـمازی قارداش
نـه بـابـام قێلێـب، نـه جددیم، سن قێلان نمازی قارداش
گؤز تیکیبدیر سنه قارداش، دم-ی-خنجر ده باشێـم
تئــز یئتیــش دادیمـه قــوْیما، قالا اللـــهرده باشێم
قـوْی ائـدیـم نظـر دوْیـۇنجا، بئله مه جماله قارداش
اوْخۇیۇم «و اِن یَکاد»ی، سوْرا گئت جیداله قارداش
بالام اوْخلانێب، الیمده سپه-ی-ظلامه یا ربّ
نـه یـۆزیلـه بــۇ بـالانێ، آپـارێم خییامـه یا ربّ
قـوْیـارام مـزاره اصغـر سنــی تا قییامت اوْلسۇن
بوْغازۇن بیچیلدی باری، بدنون سلامت اوْلسۇن
اوْد یاپێشدێ سینهمه، لبلروندان اصغریم
بوْشلا دؤشلهریم، اؤپۆم اللروندان اصغریم
ای غۆنچه دهن لایلای، پئکانی امهن لایلای
قبری ننـهدهن گیـزلیـن، قوْنداغـێ کفن لایلای
سن آت اۆسته پای-ی-پییاده من
نــه قــدهر قـاچێـم دایـانێــم بـابـا
سنـی عمّهمیـن جانـی بیر دایان
بــاشــۇوا گلیــم دوْلانێــم بــابــا
قێزێم ایستیرهم سیزی ترک ائدهم
سفر اۆسته آغلاما قوْی گئدیم
منی چوْخ یۇباتما گرهک گئدهم
سفر اۆسته آغلاما قوْی گئدیم
اؤلۆب اکبریـم آمـانـدێر، بابـا کارزاره گئتمـه
منی باشۇوا دوْلاندێر، اؤلۆرهم کناره گئتمه
ای خاندان-ی-عیصمته، زهرای ثانی زینبیم
آخر وداعیمدیر چاغێر، آل-ی-عبانی زینبیم
سرعتله اوْلما عازم-ی-مئیدان حسینیم صبر ائله
جانیم گئدهن یوْللارۇوا، قۇربان حسینیم صبر ائله
اکبریم گلینجه اؤلسهم دفنیمی یۇباندێر عمّه
نعشیمی آلێب ال اۆسته، باشێنه دوْلاندێر عمّه
گئتـدون بـابـا اومـمیدیـلـه قـارداش دالـسێـجـا
تؤکدۆم من اۆرهک قانێنێ، گؤز یاش دالسێجـا
گئتدی عمون سکینه جان، قانه بوْیاندێ گلمهدی
وئردیگی اؤز سۇ قولونا، سندهن اۇتاندێ گلمهدی
قوْشۇن خئیمییه دوْلدۇ گرهک نئیلییه زینب
قاچێر تلّیده دردین حسینه دییه زینب
امام حسین(علیه السلام) بیشتر از آب
تشنه ی لبیک بود
افسوس که به جای افکارش
زخم های تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین دردش را
بی آبی نامیدند...
اضافه شد در 15 آبان به توصیه یکی از دوستان:
این سخن از گفته های دکتر شریعتی می باشد!

انسانهاي آرمانخواه و اصولگرا، هميشه نسبت به انحراف از مسير حق حساس هستند و كجرويها را بر نميتابند. در اين ميان، انحرافات حاكمان به دليل تأثيرگذاري وسيع و غير قابل انكار آن بر جامعه، بيشتر، گروه اصولگرا را به فعاليتهاي بازدارنده وا ميدارد. حركتهاي آشكار و نهان امامان شيعه عليهما السلام نيز از همين ديدگاه، قابل تفسير است.
يكي از اهداف امام حسين عليه السلام از قيام، ايجاد اصلاحات اساسي در پندارها، گفتارها و رفتارهاي نادرست بود؛ چراكه دستگاه اموي، آموزههاي ديني را تحريف كرده، برداشتهاي شخصي را جايگزين دينِ نبوي و علوي نموده و جامعه را دچار نفاق، دنيا زدگي و فساد كرده بود. به همين خاطر امام فرمودند: «قيام من نه براي خوشگذراني، فساد و ستم است؛ بلكه تنها براي اصلاح امت جدّم و نيز امر به معروف و نهي از منكر است؛ كه اين، روش پيامبر و علي عليه السلام مي باشد».[2]
حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز پس از ظهور، دست به اصلاح كجانديشيها و كجرويها خواهند زد و بدعتها، خودخواهيها، فسادها، نفاقها و قرائتهاي خودخوانده از دين را مورد اصلاح قرار خواهند گرفت. چنانچه رسول گرامي اسلام صل الله عليه و آله و سلم ، فرمود: «هرگاه خداوند اراده فرمايد كه اسلام را عزيز نمايد، پشت هر جبار كينه توز را بشكند؛ زيرا او بر هر كاري تواناست و امت را بعد از فسادش اصلاح مي كند».
بقیه در ادامه مطلب...
پدیدآونده: گروه سیاسی اجتماعی معاونت پژوهش مركز تخصصی مهدویت
http://mahdi313.org
ادامه مطلب
پیوند های سیاسی عاشورا و انتظار
عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز نهضتت مایه الهام جهان است هنوز
بهر ویرانی و نابودی بنیان ســــــــتم خون جوشان تو چون سیل زمان است هنوز
همه ماه است محرم، همه جا كرب و بلاست در جهان موج جهاد تو عیان است هنوز
مقدمه: برقراری عدالت و معنویت و رسیدن به سعادت و مقابله با ظلم و جور خواسته ای همگانی و برخاسته از فطرت بیدار انسانهاست. در طول تاریخ افراد و گروهها و مكاتب مختلفی مدعی تحقق آن بوده اند ولی نتوانسته اند در عمل آن را نشان دهند. امّا شیعه بعنوان مكتبی الهی و انسان ساز خود را داعیه دار این امر می داند. با نگاهی اجمالی به تاریخ شیعه می توان این مطلب را یافت، چرا كه امامان شیعه برای نیل بشریّت به قلّه های رفیع سعادت نه تنها از هیچ تلاشی فروگذار نبودند، بلكه تا پای جان پیش رفته اند، كه اوج این تلاش را میتوان در مكتب عاشورا به وضوح مشاهده كرد.
نقطه قوت شیعه در این است كه برخلاف ادعای سایر گروهها و مكاتب، عاشورا حركتی مقطعی و گذرا نبوده است، بلكه شیعه در لوای مكتب سرخ حسینی، معتقد به آمدن مصلح جهانی است كه قوام بخش و در نهایت سرانجام بخش این هدف والا خواهد بود.
بنابراین بررسی پیوندهای این دو نهضت برای بشریت و انسانهای آزاده و حق طلب راهگشا خواهد بود، كه ما در این مجال برای جلوگیری از بسط این موضوع، فقط به برخی از پیوندهای شاخص سیاسی و اجتماعی آن می پردازیم.
- تبیین اهداف و آرمان نهضت حسینی و مهدوی (علیهم االسلام)
- شباهت در زمانه و یاران و شرائط
- سختی حفظ دین در عصر غیبت و ضرورت معرفت امام ودشمن شناسی
- كلام آخر(یك پیام ، یك هشدار)
بقیه در ادامه مطلب... حتما مطالعه کنید مفیده واقعا
پدیدآونده: گروه سیاسی اجتماعی معاونت پژوهش مركز تخصصی مهدویت
http://mahdi313.org
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


